Posts Tagged ‘میرحسین موسوی’

میرحسین موسوی ، رهبری ملت در جهت خواست ملت یا رهبری ملت در جهت پیروزی در یک جنگ داخل نظام

یکشنبه, آگوست 2nd, 2009

میرحسین موسوی از بسیاری اصلاح طلبان شجاع تر است . . خاتمی در اوج بی قانونی های جناح مقابل ، همیشه تسلیم بود و حداکثر می گفت : “بد اخلافی هایی روی داد . نپسندیدم” .
مردمی که به امثال خاتمی عادت داشتند ، از دیدن اعتراضات میرحسین موسوی پس از کودتای انتخابات هیجان زده شدند . بسیاری مردم گفتند انتظار چنین ایستادگی و شجاعتی را از میرحسین نداشتند . بیانیه جدید میرحسین در مورد اعترافات اصلاح طلبان در دادگاه و اشاره مستقیم او به شکنجه وحشیانه بازداشت شدگان و تهدید به دادگاهی برای انتقام گیری از شکنجه گران و آمران ، از نشانه های بارز شجاعت میرحسین است که او را از سایر اصلاح طلبان متفاوت می کند . اما به صرف اینکه او در دفاع از دوستانش شجاعت دارد ، نشانه این است که او رهبر خوبیست ؟ فراموش نکنیم میرحسین در اعتقاداتش که چندان مطابق با خواست ملت نیست بسیار متعصب است و چندان علاقه ای به شنیدن صدای مخالفین و پاسخگویی به انتقاد ها ندارد . رویکردی که قبل از انتخابات بسیاری از دموکراسی خواهان را از اطراف میرحسین دور کرد و به ستاد کروبی برد . این انتقادات به دلیل نیاز به اتحاد پس از ماجرای تقلب در انتخابات ، بایکوت شد .

* شعار جدید مردم و واکنش تاسف انگیز میرحسین موسوی
مردم در روز 8 مرداد در تجمعی که به مناسبت “چهلم شهدای تظاهرات” برگزار کردند ، شعار جدیدی را سر دادند . این شعار مورد استقبال کم سابقه معترضان در سراسر کشور بخصوص وبلاگ نویسان در اینترنت قرار گرفت . استقبال از این شعار در اینترنت ، نشان می داد که این شعار به گفتمان اصلی همه تظاهرات آینده تبدیل می شود . مردم در هشت مرداد شعار می دادند : “استقلال آزادی جمهوری ایرانی” .
این شعار ، واضح ترین شعار در طول اعتراضات اخیر بود که نشان می داد معترضان خواستار تغییر حکومت جمهوری اسلامی هستند . معترضان می خواهند در ایران یک حکومت جمهوری غیر دینی بر سر کار بیاید . این شعار خواست واقعی معترضان که مقدار قابل توجه ای از این خواست تا به آن روز در زیر اعتراض به کودتای انتخاباتی پنهان مانده بود را آشکار کرد .

میرحسین موسوی در برابر مهمترین شعار تغییر خواهی تظاهر کنندگان چه کرد ؟
فردا تنفیذ حکم احمدی نزاد است . انتظار همگان از میرحسین این بود که برای روز تنفیذ فراخوانی برای تجمع بدهد . میرحسین تا امروز چنین کاری نکرد . عده ای از محدودیت های میرحسین سخن گفتند . حرفهایی تکراری که همیشه عده ای می زنند تا کارنابلدی یا ضعف عملکرد یک فعال سیاسی را توجیه کنند .
میرحسین دیروز به جای پرداختن به بحث مهم تنفیذ و صدور بیانیه ای در همین رابطه ، به مصاحبه با سایت خودش (قلم ) دست زد و در اقدامی غیر منتظره به مخالفت با تظاهر کنندگانی پرداخت که شعار جمهوری ایرانی سر می دادند .
مصاحبه عمدی میرحسین با سایت خودش و بیان آن سخنان بر علیه خواست مردمی که با وجود همه ضعف ها و اختلاف ها که در میرحسین می دیدند همچنان پشت سر میرحسین قرار گرفته اند و از او حمایت می کنند ، بزرگ ترین اشتباه میرحسین تا امروز بود . اشتباهی آنقدر بزرگ که از نظر نگارنده منجر به کنار گذاشتن میرحسین از رهبری جنبش از سوی اکثریت مردم خواهد شد . هرچند ممکن است میرحسین همچنان چهره ای محبوب و تاثیر گذار باقی بماند اما یقینا از این به بعد کاریزمای سابق برای رهبری جنبش را نخواهد داشت . کافیست در اولین تجمع بعدی ، مردم با صدایی بلند تر و اتحاد بیشتر شعار “جمهوری ایرانی” را تکرار کنند ، آنگاست که همگان پی به کنار رفتن میرحسین از رهبری جنبش خواهند برد .

مصاحبه بیانیه مانند میرحسین با سایت قلم تنها نشان از اختلاف خواست میرحسین با خواست واقعی مردم نداشت بلکه ضعف او در رهبری جنبش و عدم مهارت او در استفاده از موقعیت ها را به وضوح نشان داد . میرحسین با همین تفکرات و همین خواست ها که با خواست واقعی مردم فاصله بسیار دارد ، اگر یک سیاست مدار کار بلد بود ، نه تنها بر علیه شعار جدید مردم نباید سخن می گفت بلکه باید از این شعار برای فشار آوردن به حکومت استفاده می کرد . میرحسین اگر سیاست مدار ماهری بود رادیکال شدن شعارها را باید نتیجه عملکرد غلط حاکمیت می دانست و می گفت “بر اساس نشانه ها اگر حکومت چنین چهره ای از جمهوری اسلامی به نمایش بگذارد طبیعی است که مردم شعار گذار از جمهوری اسلامی سر خواهند داد” . میرحسین می توانست به مانند همه سیاست مداران ماهر دنیا از رادیکال شدن خواست های بخشی از مردم برای فشار به حاکمیت و امتیاز گیری استفاده کند و در عین حال به مردم حق دهد که با توجه به سرکوب حقوق حقه خود خواستار تغییرات بیشتری باشند .
عدم استفاده از موقعیت ها و عدم بکار گیری به موقع استراتزی حمله ، ضعف همیشگی جنبش اصلاحات بود . ضعفی که یک زمان با بیان بی موقع و مسخره استراتزی “آرامش فعال” و حال در استراتزی میرحسین موسوی به وضوح دیده می شود . چنین تفکری هرگز نمی تواند در میان مدت و طولانی مدت رهبری یک جنبش دموکراسی خواهی واقعی در ایران را بر عهده بگیرد .
رهبر جنبش کسی است که از خواست ملت جلو تر باشد و بتواند با سخنانش ملت را به پرداخت هزینه برای رسیدن به خواست های بیشتر تشویق کند . خود جلو برود و ملت در پشت سرش راه بیافتد ، نه کسی که خود بسیار عقب تر از ملت حرکت می کند و در برابر خواست های واقعی و به حق مردم دست به سخنانی سرکوب گرایانه بزند و دلایلی کلیشه مثل چارچوب قانون اساسی را بهانه کند . مگر نه آنکه قانون آن چیزیست که مردم می خواهند ؟

کدام چارچوب قانون
میرحسین موسوی می گوید میخواهد در چارچوب قانون حرکت و اعتراض کند . میرحسین موسوی حتی پس از مشاهده این کودتای ننگین تاکید دارد که خواستار تغییر قانونی اساسی نیست و چارچوب مبارزه او قانون اساسی فعلی است . اما او مشخص نمی کند چگونه می خواهد در چارچوب قانون اساسی که وجود خارجی ندارد حرکت کند .
آیا میرحسین موسوی مجری قانون اساسی است ؟ اگر آری پس باید در برابر سرکوب تظاهر کنندگان پاسخگو باشد . قانون اساسی تظاهرات و تجمعات را آزاد گذاشته است . میرحسین باید در برابر وکیل نداشتن متهمان در دادگاه و در برابر غیر علنی بودن دادگاه متهمان سیاسی پاسخگو باشد . میرحسین باید در برابر همه شکنجه ها و قتل هایی که حکومت انجام می دهد پاسخگو باشد . میرحسین در برابر تمام موارد نقض قوانین از سوی حاکمیت که مانع رسیدن ملت به حقوق خود می شود مسئول است .
و اگر پاسخ نه است و او مجری نیست پس چه حقی دارد زمانی که میبیند هیچ نشانی از اجرای قانون اساسی وجود ندارد و قانون شکنان ، خود مجری اجرای خواست خود به نام قانون هستند ، بر حرکت در چارچوب قانونی که وجود خارجی ندارد و نمی توان حتی از یکی از بندهایش به نفع خواست ملت استفاده کرد ، اصرار بورزد . حکومت با اولین نقض آشکار قانون اساسی این قانون اساسی را از مشروعیت انداخت و حال که نقض این قوانین هر روز و به طور گسترده از سوی حکومت انجام می شود سخن گفتن از حرکت در چارچوب قانون مسخره است . این قانون هیچ اعتباری ندارد . قانونی که نه مردم می توانند بندهایی آن را تغییر دهند و نه می توانند از بندهای مفید آن استفاده کنند و اجرای آن به دست بزرگ ترین نقض کننده قانون اساسی ، چگونه می تواند معتبر باشد . نقض قوانین ناعادلانه و ظالمانه در شرایطی که ملتی خواستار گذار مسلمت آمیز از استبداد به دموکراسی است ، طبیعی ترین رفتار است ، چه برسد به اینکه قبل از ملت این حکومت است که قوانین خودش را نقض می کند .

میرحسین موسوی یک رهبر کارنابلد است . این را از همان اولین روزهای اعتراض هنگامی که گفت “ابتکار عمل در اعتراضات را بدست مردم سپردم” متوجه شدم . در مورد نقد این سخن او و رفتارهایی که در ادامه همین سخن داشت بسیار نوشتم .
اما رفتار جدید او نشان می دهد که او در همین سخن هم صادق نیست .
هنگامی که مردم بر علیه حکومتی که ده ها نفر از ایشان را در دو ماه اخیر کشته است شعار می دهند و خواستار تغییرات اساسی می شوند ، و این شعار جدید مورد استقبال شدید همه مردم قرار می گیرد ، میرحسین با بدترین واکنش به مقابله با خواست مردم می پردازد و برای ایشان تعین تکلیف می کند که مجبورند همچنان خواستار ادامه حکومت جمهوری اسلامی باشند .
میرحسین موسوی روز شنبه در گفت‌وگو با قلم‌نیوز، درباره شعار جدید مردم ، تمام حرفهای سابق خودش که گفته بود ابتکار را به دست مردم سپرده نقض کرد ، و چنین گفت : “”شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد.”"

میرحسین در تنها جایی که باید به خواست و ابتکار مردم احترام بگذارد این کار را نمی کند و بعد در جاهایی که نیاز به حضور او به عنوان یک رهبر مقتدر احساس می شود ، غیبش می زند و انتظار دارد مردم خود ابتکار عمل را بدست بگیرند ( مثلا نیاز به یک فراخوان برای تجمع در روز تنفیذ . که چنین فراخوانی برای تجمع اعتراضی در روری به این مهمی هرگز از سوی میرحسین صادر نشد و ابتکار به دست مردم سپرده شد تا با فراخوان های مختلف در وبلاگ های مختلف ، احتمال عدم برگزاری یک تجمع مناسب در مهمترین روزی که دنیا توجه اش به ایران است ، بالا رود )
میرحسین موسوی با توجه به جمیع جوانب ( توانایی ها ، خواست ها ، تفکرات و عملکردی که دارد ) نمی تواند در ادامه مسیر ، رهبری جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران را بر عهده بگیرد . تاکید نابجا بر ادامه رهبری شخصی که قابلیت رهبری جنبش را ندارد مانع از اتحاد ملت بر سر رهبری ، فرد مناسب تر می شود . مسلم است که وجود رهبری برای اتحاد ملت و عدم پراکندگی در برنامه ها و حرکات لازم است . رهبری مناسب به یارگیری بیشتر جنبش کمک می کند و عدم وجود رهبر کاربلد ، موجب ریزش نفرات خواهد شد .
در شرایط فعلی نقد بی رحمانه میرحسین و گذار از او می تواند ملت را برای اتحاد بر روی رهبری فردی جدید یاری کند . نقد میرحسین قابلیت شناخت بالاتری به مردم می دهد تا در انتخاب رهبر جدید کمتر دچار اشتباه شوند . این کاریست که امروز باید انجام شود . میرحسین البته همچنان دوست ما خواهد بود و مسلما مقدار قابل توجه ای از محبوبیت خود را حفظ خواهد کرد . گذار از میرحسین به معنی دفن کردن او نیست . گذار از میرحسین به معنی نگاه واقعی به خواست ملت و آینده جنبش است . خواستی که هرگز با رهبری میرحسین به نتیجه نمی رسد .

.
پیمان روشن ضمیر
www.ospeyman.org
11/5/88

آیا دو هفته معطل کردن واز دست دادن بهترین فرصت ها با بهانه عدم صدور مجوز تجمع توسط وزارت کشور از میرحسین پذیرفتنیست ؟

دوشنبه, ژوئن 29th, 2009

یکی از مشکلاتی که من سالهاست با اصلاح طلب ها دارم و به همین دلیل آنها را اصلاح طلب واقعی نمی دانم ، پایبندی ایشان به یک شعار مصنوعی است . ایشان معتقدند :” قانون بد بهتر از بی قانونی است”

ایشان با استناد به این شعار ، عقب نشینی ها پی در پی خود را توجیه می کردند . هر بی عدلاتی را می پذیرفتند و زیر بار هر حرف زوری می رفتند و جالب آنکه “قانون بد” فقط زمانی که به ضرر آنها بود اجرا می شد و قوانین خوبی که به نفع ایشان بود نیز با بی قانونی و زورگویی طرف مقابل عملا بلا استفاده می ماند .
میرحسین موسوی نشان داد هرچند از نظر تفکر اصلاح طلبانه به مانند سایر دوستانش است و آنچه در مدت تبلیغات از او دیدیم او را چهره ای اصلاح طلب تر از خاتمی و دیگران نشان نداد اما یک فرق اساسی با اکثر اصلاح طلبان دارد و آن این است که از امتیاز شجاعت و جسارت بهره می برد و این امتیاز آن قدر مهم است که لااقل در مقطعی مثل امروز ، حرفهای مصنوعی تحویل ملت نمی دهد و چون ترسو نیست نیاز ندارد ، ترس خود را پای سخنان تکراری ، مصلحت آمیز و در ظاهر قانون گرایانه که در مقاطع دیگر از دوستان اصلاح طلبش مثل خاتمی بسیار شنیده ایم ، پنهان کند .

میرحسین جسارت پیشروی را دارد برای همین نیازی نمی بیند که عقب نشینی کند و بعد عقب نشینی را برای ملت توجیه کند و از در و دیوار فحش بخورد . کاری که اگر خاتمی جای میرحسین بود بلاشک انجام می داد و به هیچ عنون جسارت حضوری مثل میرحسین در میدانی که عملا به رویارویی با رهبر کشیده است را نداشت .
به دلیل همین جسارت در میرحسین است که می توان با او منطقی و واقعی سخن گفت و به تصمیم گیری درست توسط او امیدوار بود .

میرحسین موسوی برای اولین بار در بالاترین سطح نشان داد که امکان نقض قوانین ناعادلانه توسط یک اصلاح طلب در جمهوری اسلامی وجود دارد و می توان به جای پذیرش خط قرمزهای برگرفته از رفتار ظالمانه و غیر عادلانه طرف مقابل ، خود خط قرمزها را تعریف کرد و مدیریت بازی را بدست گرفت .

میرحسین به شورای نگهبان نرفت . او سخنان رهبر را حکم حکومتی تلقی نکرد و حاضر نشد نماینده ای به شورای نگهبان بفرستد و تسلیم قضاوت به ظاهر قانونی این شورا شود . او قانون را در شرایط فعلی با توجه به اعضا فعلی شورای نگهبان عادلانه ندانست و دست به نقض قانون ناعادلانه زد .

نقض قوانین ناعادلانه یکی از مهمترین راهکارهایست که اصلاح طلبان و ناراضیان در همه کشورهای دارای حکومت های مستبد ، به آن دست می زنند تا حاکم مستبد را مجبور به اجرای عدالت کنند و بتوانند تغییرات را بوجود آورند . این تغییرات می تواند شامل تغییر قوانین نیز شود . .

حکومتی که قوانین ناعادلانه را وضع و تفسیر می کند و تمام راهای عادلانه و دموکرات تغییر قوانین را مسدود کرده است راهی به غیر از نقض قوانین ناعادلانه باقی نمی گذارد . اصلاح طلبانی که نخواهند این کار را بکنند ، در واقع هرگز به دنبال هیچ تغییر و اصلاحی نیستند . زیرا امکان ندارد حاکم مستبد در برابر جماعتی که در مقابل تمام خط قرمزهای مصنوعی و تحمیلی تسلیم شده اند و هر دستور و قانون ناعادلانه ای را می پذیرند و در عین حال از این وضع ناراضیند و خواستار تغییر می باشند ، از در مهربانی در آید و راه را برای اصلاحات مورد نظر ایشان باز کند و حقوق مسلم ایشان را بپذیرد . نه تنها چنین نخواهد شد بلکه حتی حقوق قانونی ایشان را نیز دریغ خواهد کرد و راههای قانونی را نیز بر ایشان خواهد بست .

میرحسین در این بخش ماجرا در طرح اعتراض خود به تقلب در انتخابات و نپذیرفتن شورای نگهبان به عنوان داور ، کار صحیح را انجام داده است اما متاسفانه در کل روشهای پیش گرفته توسط او چنین هوشیاری و درایتی را مشاهده نمی کنیم و در مسائل دیگر شاهدیم که نه تنها میرحسین نقض کننده قوانین ناعدلانه به نفع خواست ملت نیست بلکه در برابر حقوق صد در صد قانونی خود که امروز او و ملت شدیدا به آن نیاز دارد عقب نشینی می کند و تسلیم خط قرمزهای مصنوعی طرف مقابل می شود .
تسلیم شدنی نابهنگام که می تواند با وقت کشی به شکست نهایی او در این رویارویی بیانجامد .

اصل 27 قانون اساسی برگزاری هرگونه تجمع و راهپیمایی را آزاد انسته است و مسلم اینکه منظور قانون گذار تجمعات و تظاهرات اعتراضی بوده است .

این اصل نه تنها برای تظاهرات و تجمعات اعتراضی نیاز به هیچ مجوزی را پیش بینی نکرده است بلکه حتی اجبار اطلاع رسانی به وزارت کشور یا هر نهاد دیگر حکومتی قبل از تظاهرات را نیز لازم ندانسته است یعنی افراد معترضی که قرار است به عنوان مثال 5 شنبه ساعت 4 این هفته در میدان انقلاب تجمع کنند نیاز ندارند که این موضوع را به حکومت اطلاع دهند چه برسد که بخواهند مجوز بگیرند .

مشاهده مشروح مذاکرات مجلس قانون اساسی که این اصل در آن مجلس تصویب شد نشان می دهد که قانون گذاران اول پیشنهاد داده بودند که تظاهرات و تجمعات پس از مطلع ساختن حکومت در مورد مکان و زمان تجمع ، آزاد است که این پیشنهاد مورد مخالفت نمایندگان آن مجلس قرار گرفت و رد شد و سر انجام اصل فعلی تصویب شد که در اصل فعلی نیاز به اطلاع دادن به حکومت وجود ندارد .

پس علاوه بر اینکه از متن ساده و روان اصل 27 بر می آید که هرگونه تجمع و تظاهرات در اعتراض به حکومت به شرط اینکه مسلحانه و ضد اسلامی نباشد آزاد است ، با مشاهده مشروح مذاکرات جلسه تصویب این اصل نیز متوجه می شویم که حتی قانون گذار حاضر به پذیرش این مقدار محدودیت برای تظاهر کنندگان نبود که مجبور باشند زمان و مکان تظاهرات را به حکومت اطلاع دهند چه برسد که نیاز داشته باشند برای برگزاری تجمعات و تظاهرات از حکومت مجوز دریافت کنند .

حال این سوال به طور جدی باید از میرحسین موسوی پرسیده شود که به چه حقی برای دریافت مجوز چیزی که اساسا نیاز به مجوز ندارد اقدام کرده است و با این عمل ناصحیح ، به اعتراضات خود و ملت ضربه زده است .

اگر او کلیت رفتار وزارت کشور و شورای نگهبان را در این ماجرا صحیح می داند پس اعتراضش برای چیست و اگر معترض است چرا برای دادخواهی به همین نهادهایی که قانون مشخص کرده مراجعه نمی کند و اگر رفتار این نهاد ها را صحیح و عادلانه نمی داند و امیدی به گرفتن جوابی درست از آنها ندارد پس چرا برای امری که اساسا هیچگونه ربطی طبق قانون اساسی به وزارت کشور ندارد ، به نهاد وزارت کشور مراجعه می کند و تظاهرات خود به خود قانونی ملت را با این عمل ، تبدیل به یک تظاهرات به ظاهر غیر قانونی کرده است و گفتمان تظاهرات غیر قانونی که توسط دولت بیان می شود را مشروعیت بخشیده است ؟ .
میرحسین از چنان جذابیت رسانه ای و محبوبیت اجتماعی در این زمان برخوردار بود که خود به راحتی می توانست خط قرمزها را تعیین کند و مشروعیت و مقبولیت جلو و عقب کردن هر خط قرمزی ، توسط ملت به راحتی تایید می شد ، پس در چنین فضایی تسلیم شدن در برابر خط قرمزهای مصنوعی رقیب آن هم با هزینه از دست دادن حق مسلم قانونی خود و ملت ، اشتباهی بزرگ است که لازم است خیلی زود توسط میرحسین موسوی جبران شود .

حکومت زمانی نافرمانی میرحسین مبنی بر نقض قوانین ناعادلانه را جدی تر می گیرد که در قدم اول مشاهده کند میرحسین از حقوق قانونی خود کوتاه نیامده است و از همه ظرفیت های قانونی در جهت پیشبرد اعتراض ملت استفاده کرده است و حاضر به تسلیم شدن در برابر هیچ خط قرمز مصنوعی نیست .

پیشنهاد من به میرحسین آن است که ظرف همین روزها تا قبل از آنکه مردم از موفقیت اعتراضات ناامید شوند و جنبش ایشان دچار فرسایش شود ، بیانیه برگزاری یک تجمع بزرگ سراسری را صادر کند و از حداقل دو روز قبل ، مسیرها و زمان تجمع را مشخص کند و رسما در بیانیه اعلام کند این تجمع قانونی است و مجوز آن را قانون اساسی و قانون نویسان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صادر کرده اند ، پس ما با همین مجوز در این تجمع شرکت می کنیم و از آیت الله خامنه ای میخواهیم امنیت این تجمع قانونی را برقرار کند و مانع حمله قانون شکنان به مردم شود .

میرحسین مسلم بداند که اگر از ابتدا چنین می کرد ، هم کشتار و برخورد وحشیانه عوامل نظامی و شبه نظامی کمتر از اکنون می شد و هم سخنان بی شرمانه کمتری از بعضی نیروهای درون قدرت می شنیدیم زیرا سخنان بی شرمانه در بسیاری از موارد محصول عقب نشینی طرف مقابل از عدم برقراری گفتمان به حق و قانونی است .
این رفتاریست که طرف قانون شکن مقابل را مجبور به عقب نشینی می کند و گفتمان عدم نیاز به مجوز وزارت کشور برای راهپیمایی ها ، خود به خود در جامعه پذیرفته می شود و از این پس میرحسین با قدرت بیشتری می تواند بر روی موارد دیگر با طرف مقابل مذاکره کند و امتیاز بگیرد زیرا از اهرم های فشار قانونی که در اختیار دارد استفاده کرده است و این اهرم پس از یک بار استفاده مشروعیت کافی را برای تکرار بدست آورده است و دیگری کسی نمی تواند به دروغ آن را غیرقانونی بنامد .

قوای اجتماعی شدیدا امروز به نفع میرحسین است اگر با دست دست کردن این قوا را خسته و فرسوده نکند و با استفاده از تمام ظرفیت های قانونی آنها را به صحنه بیاورد .
حضور مردم در صحنه ، برگ برنده میرحسین در این رویارویی است و آنگاست که میرحسین می تواند با نقض قوانین ناعادلانه ، به نتیجه نهایی ، چندین برابر حال حاضر امیدوار باشد .

پیمان روشن ضمیر
8 تیر

قابل توجه طرفداران موسوی و کروبی: حیف است انتخابات دور اول به پایان برسد

چهار شنبه, ژوئن 10th, 2009

در پیش بینی یک ماه پیش نوشتم حدود 30 میلیون نفر در انتخابات شرکت می کنند و میرحسین با 12 میلیون و احمدی نژاد با 9 میلیون رای در مرحله اول بیشترین رای را می آورند و به مرحله دوم می روند و در مرحله دوم با اختلاف بسیار زیاد میرحسین موسوی ، احمدی نژاد را شکست می دهد .
این پیش بینی زمانی انجام شد که اکثر طرفداران خوش بین موسوی نیز احتمال اول شدن او را در مرحله اول نمی دادند و معتقد بودند احمدی نژاد اول و موسوی دوم می شود و این دو به مرحله دوم می روند . آن زمان هنوز از این موج گسترده سبز در خیابان ها خبری نبود .
امروز ضمن اعتقاد به رتبه بندی نفرات در پیش بینی قبلی معتقدم به دلایلی که توضیح خواهم داد میزان آرا با چیزی که در پیش بینی قبل نوشتم متقاوت خواهد بود
مهمترین دلیل تغییر آرا ، افزایش شرکت کنندگان در رای گیری روز جمعه است . پیش بینی قبل بر مبنای 30 میلیون شرکت کننده نوشته شده بود که بررسی وضعیت فعلی جامعه نشان می دهد حدود 34 میلیون نفر در انتخابات دهم شرکت می کنند .

افزایش افرادی که تمایل به رای دادن دارند و وضعیت امروز جامعه نشان می دهد احتمال یک مرحله ای شدن انتخابات به نفع میرحسین موسوی وجود دارد . میرحسین در حال حاضر قطعا بالای 14 میلیون رای دارد که اگر آرای استان های ایلام ، لرستان و چهار محال بختیاری و کلا استان های غربی کشور و همچنین استان سیستان که کروبی شانس بالایی در این استان ها دارد را مثل سایر جاهای کشور فرض کنیم می توانیم به این نتیجه برسیم که میرحسین حتی توانایی بدست آوردن بالای 19 میلیون رای در دور اول را دارد اما به هر حال تحلیل رفتار نهایی این استان ها مشکل است .
چیزی که صد در صد مسلم است اینکه در دور اول میرحسین موسوی اول خواهد شد و به احتمال نود درصد نفر دوم احمدی نژاد خواهد بود اما بر خلاف پیش بینی قبلی که گفتم انتخابات با حضور میرحسین و احمدی نژاد به دور دوم می کشد اکنون می گویم که احتمال برنده شدن میرحسین در دور اول وجود دارد .

از چند نظر من دوست ندارم انتخابات یک مرحله ای تمام شود و فکر کنم حتی پیروزی یک مرحله ای در انتخابات به نفع میرحسین موسوی نیز نخواهد بود .

اول اینکه فضای این انتخابات یک فضای بی نظیر است و حیف است این فضا با پیروزی زود هنگام میرحسین پایان یابد . واقعا حیف است مناظره های داغ مرحله دوم بین میرحسین و احمدی نژاد ، از دست برود . مرحله ای که احمدی نژاد به آب و آتش خواهد زد و فضای موحود بسیار از این چیزی که اکنون است دیدنی تر خواهد شد و چنین فضایی و افشاگری هایی که خواهد شد می تواند تاثیر بسیار موثری در آینده سیاسی ایران بگذارد

دوم اینکه کشیده شدن انتخابات به دور دوم این خاصیت را دارد که افراد دموکراسی خواه و مطالبه محور جامعه که بر اساس مطالعه و برنامه ها در ستاد کروبی قرار گرفتند و حتی خود ایشان در تشکیل برنامه ها و شعار های کروبی نقش داشته اند و اکثریت آنان را دموکراسی خواهان تشکیل می دهند ، می توانند نقش خود را در پیروزی میرحسین به رخ بکشند و دولت آینده ایران خود را محبور ببیند که وام دار این گروه نیز باشد .
میرحسین نیز مجبور خواهد بود در دور دوم شعارها و برنامه هایی بدهد که رای این قشر را به نفع خود جذب کند . بسیاری از دموکراسی خواهان اگر میرحسین همچنان بخواهد به سخنان غیر شفاف و محافظه کارانه خود ادامه دهد و تنها هنرش فحش دادن به احمدی نژاد باشد در دور دوم ، انتخابات را تحریم خواهند کرد به همین دلیل این احتمال وجود دارد که میرحسین شفاف تر و اصلاح طلبانه تر در مرحله دوم انتخابات تبلیغ کند و سعی کند مطالبات این قشر را نیز جواب دهد ( مثلا نامه دفتر تحکیم را جواب دهد و این گروه را به رسمیت بشناسد ) زیرا هرچند میرحسین بدون این قشر نیز برنده دور دوم خواهد بود اما شدیدا به افزایش آرا برای قدرت نمایی نیاز دارد . میرحسین نیاز دارد رکورد رای 22 میلیونی خاتمی را در دور دوم بزند .

سوم اینکه طرفداران میرحسین نیز نباید چندان خوشحال باشند که میرحسین در دور اول مثلا با 16 میلیون رای انتخابات را برنده شود .
اگر شرکت 32 میلیون باشد میرحسین با 16 میلیون رای می تواند برنده دور اول انتخابات شود ولی او همیشه به عنوان رئیس جمهور 16 میلیونی خوانده خواهد شد در حالی که احمدی نژاد که دور اول 5 میلیون رای داشت همیشه خود را با آرای دور دوم یعنی رئیس جمهور 17 میلیونی می خواند و معتقد بود 17 میلیون رای دارد . میرحسین با 16 میلیون رای یک رئیس جمهور بی پشتوانه و ضعیف قلم داد می شود که از 50 میلیون واجد شرایط تنها 16 میلیون به او رای داده اند .
اما اگر میرحسین در دور اول 14 میلیون رای بیاورد و انتخابات به دور دوم برود این شانس را به طور صد در صد دارد که کل آرا کروبی و نود درصد آرا محسن رضایی را به خود اختصاص دهد .
توجه کنید که احمدی نزاد ارا ثابتی دارد و امکان ندارد کسی که دور اول به او رای نداده است تصمیم بگیرد دور دوم به او رای دهد .
احمدی نژاد بعید است موفق شود بیش از ده درصد از ارا کروبی و محسن رضایی را مال خود کند بخصوص اینکه هر دو اینان در دور دوم از میرحسین حمایت خواهند کرد .
گفتمان اصلی کروبی و محسن رضایی در دور اول تخریب احمدی نژاد بوده است بنابر طرفداران این دو در دور دوم به سمت احمدی نژاد نخواهند رفت .

این احتمال نیز صد در صد وجود دارد که بیش از یک یا دو میلیون از ارا دور اول احمدی نژاد در دور دوم به صندوق میرحسین موسوی برود زیرا نظرسنجی ها این روزها نشان می دهد ، روز به روز از ارا احمدی نژاد کمتر و آرا میرحسین بیشتر می شود چنان که یک هفته وقت اضافی تبلیغ موجب می شود باز هم از ارا احمدی نژاد ریخته و به سبد میرحسین اضافه شود .
توجه کنید که فضای دو قطبی که در دور دوم ایجاد می شود و هیجانی که در دور دوم جامعه را فرا می گیرد موجب خواهد شد علاوه بر ریزش مجدد ارا احمدی نژاد ، تعدادی از تحریمی های دور اول نیز در دور دوم شرکت کنند و به میرحسین موسوی رای دهند .
بنا بر این اگر شرکت کنندگان دور دوم را 34 میلیون نفر بدانیم ، با جمع شدن ارا کروبی و محسن رضا و تعدادی از تحریمی ها در دور دوم به نفع میرحسین موسوی ، او می تواند با بیش از 24 میلیون رای در برابر رای کمتر از 10 میلیون نفر احمدی نژاد او را شکست دهد و به مدت 4 سال خود را رئیس جمهوری با پشتوانه 24 میلیون رای بخواند .

این را مطمئن هستیم که میرحسین برنده انتخابات است پس چرا باید این فضا را در دور اول با ارا شکننده 16 میلیون به پایان برسانیم و فضای اتحاد ارا کروبی ، محسین رضایی و میرحسین را نیز از دست دهیم .
به همین دلیل پیشنهاد من این است ، تمام کسانی که بین میرحسین و کروبی دو دل هستند و پیروزی هر دو را تقریبا مفید می دانند در دور اول به کروبی رای دهند و با تبلیغات به نفع کروبی کاری کنند که بالا رفتن ارا کروبی ، انتخابات را به مرحله دوم بکاشند .
ضمن اینکه با رای دادن در دور اول به کروبی این شانس ( هرچند به مقدار کم ) وجود خواهد داشت که کروبی بتواند احمدی نژاد را در دور اول پشت سر بگذارد و به همراه میرحسین موسوی به دور دوم برود که در این صورت خفت بار ترین شکست متوجه احمدی نژاد شده است و انتخابات دور دوم در بالاترین سطح شعارهای دموکراسی خواهانه پیگیری خواهد شد .

پیش بینی اوس پیمان در مورد نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم

سه شنبه, می 12th, 2009

محمود احمدی نژاد ، میرحسین موسوی ، مهدی کروبی ، اکبر اعلمی و محسن رضایی ، سرشناس ترین نامزدهایی هستند که برای انتخابات ریاست جمهوری دهم ( ۲۲ خرداد ۸۸ ) ثبت نام کرده اند .
چند روز دیگر اکبر اعلمی رد صلاحیت می شود . چهار نفر دیگر در لیست بالا تایید صلاحیت می شوند .
در روز انتخابات نزدیک ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت می کنند . کل واجدین شرایط ۵۱ میلیون نفر است که شصت درصد آن حدود ۳۰ میلیون نفر می شود .میرحسین موسوی ۱۲ میلیون رای می آورد .
محمود احمدی نژاد حدود ۹ میلیون . ( در صورت تقلب حداکثر ۳ میلیون با آرا او اضافه کنید)
مهدی کروبی ۶ میلیون رای
محسن رضایی یک و نیم میلیون .
حدود دو میلیون رای را هم پیش بینی نکردم که می تواند به همین نسبت به سبد هر کدام از نامزدها برود و یا یک جا به سبد یکی از نامزدها واریز شود پس تا دو میلیون رای سرگردان قابلیت اختلاف در آمار بالا است .
نتیجه نهایی اینکه هیچکدام در هیچ حالتی با تقلب یا بی تقلب با رای سرگردان یا بی رای سرگردان با سیب زمینی یا با دمپایی کهنه برنده انتخابات نخواهند شد زیرا نمی توانند ۵۰ درصد آرا را بدست آورند .
انتخابات به دور دوم خواهد کشید و میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد به دور دوم می روند .
در دور دوم یک تعداد از طرفداران کروبی در انتخابات شرکت نخواهند کرد ولی این تعداد زیاد قابل توجه نخواهد بود . باقی رای های کروبی به سبد میرحسین می رود . تقریبا هشتاد درصد آرا محسن رضایی هم به سبد میرحسین خواهد رفت .
بنا براین اگر بگوییم بیش از ۵ میلیون از آرا کروبی ، و بیش از یک میلیون از آرا محسن رضایی به صندوق میرحسین ریخته می شود ، در این صورت میرحسین در دور دوم حداقل ۱۸ میلیون رای خواهد داشت . آرا سرگردان نیز تقریبا بالای نود درصد به صندوق میرحسین در دور دوم می روند و رای میرحسین موسوی به بیست میلیون خواهد رسید .
تعداد کمی از افرادی که در دور اول در انتخابات شرکت نکرده بودند و معتقد به برنده شدن احمدی نژاد در هر حالتی بودند در دور دوم شرکت می کنند و آنها نیز به میرحسین رای می دهند . بسته به تعداد آنها ،  آرا میرحسین از بیست میلیون بالاتر خواهد رفت .
در این صورت میرحسین می تواند با بیش از بیست میلیون رای در برابر حداکثر ۱۰ میلیون رای محمود احمدی نژاد ،  او را شکست دهد
میرحسین موسوی رئیس جمهور خواهد شد .

پیمان روشن ضمیر
۲۲/۲/۸۸

پاورقی
————-
سوال :  -  در چه صورتی میرحسین رئیس جمهور نمی شود ؟
اوس پیمان : در صورتی که من تا قبل از انتخابات مقاله دیگری بنویسم و پیش بینی ام را تغییر دهم .

سوال دوم - در صورت تغییر پیش بینی در مقاله دوم ،  بیشترین احتمال تغییر رای مربوط به چه کسی است ؟
اوس پیمان : بیشترین احتمال در تغییر آرا تا روز انتخابات مربوط به مهدی کروبی و میرحسین موسوی است  یعنی این احتمال وجود دارد در صورتی که شرایط به نحوی که در پیش بینی بعدی می نویسم پیش برود از آرا میرحسین موسوی کم شود و به آرا مهدی کروبی افزوده شود . در صورتی که یاران کروبی در ایام تبلیغات خیلی عالی کار کنند با توجه به انتقاد های زیادی که به موسوی وارد است و موسوی نه علاقه و نه توان پاسخ گفتن به آنها را دارد در یک سری شرایط کروبی می بتواند در ایام تبلیغات ۳ میلیون از آرا موسوی را به خود متمایل کند و در این صورت  به جای میرحسین موسوی او به مرحله دوم خواهد رفت و در مرحله دوم برنده انتخابات خواهد شد . البته فعلا پیش بینی من همین است که در این مقاله گفته ام و اگر این تغییر بوجود بیاید حتما در مقاله دیگری قبل از انتخابات خواهم گفت .


این مطلب در روزنامه سلام 0 سایت هفت تیر در این آدرس نیز منتشر شد : http://7tir.com/salam/?p=1901
مقاله قبلی من در سایت هفت تیر :  نقش وزارت اطلاعات دولت میرحسین در اعدام های سال 67