Posts Tagged ‘اوس پیمان’

پاسخ به سرمقاله کیهان :اگر مدعیان تقلب مدرکی ندارند چرا مانع حضور آنها در تلویزیون می شوید

شنبه, جولای 18th, 2009

سرمقاله امروز حسین شریعتمداری در کیهان را می خواندم که به موضوع نماز جمعه دیروز هاشمی ، می پرداخت .
اصل مطلب سرمقاله کیهان مورد نظر این سخن نیست ، بلکه میخواهم به نکته ای تکراری در این مقاله بپردازم که حداقل تا به حال ده بار بعد از انتخابات آن را در کیهان خوانده ام و آنقدر کیهانیان این نکته را در مطالب مختلف تکرار کرده اند که فکر کنم این دروغ برای خودشان هم به یک باور قاطع تبدیل شده است .

شریعتمداری در قسمتی از مقاله امروز می نویسد :

“” ايشان ( هاشمی ) تقريباً هرجا سخن از انتخابات اخير بر زبان آوردند، همان ادعاهاي بي دليل و غيرمنطقي كساني را تكرار كردند كه نه فقط هيچ نشانه، شاهد، قرينه و سندي براي اثبات آن ندارند، بلكه به شدت از هرگونه بحث منطقي و مستند فرار مي كنند و به هيچيك از درخواست ها و دعوت هاي رسمي مراكز مسئول براي ارائه دلايل و اسناد خود مبني بر تقلب در انتخابات پاسخ نداده و نمي دهند. چرا؟!… پاسخ روشن است، چون دليل و سندي ندارند و از اين روي نمي توانند بيرون از دايره «ادعا» قدمي بردارند.”"

شریعتمداری در بخش دیگری ار این مقاله می نویسد

“”مي فرمائيد در انتخابات تقلب شده؟ خب! چرا براي ادعاي خود هيچ دليل و سند و حتي شاهد و قرينه اي ارائه نمي دهيد؟ مگر نه اينكه در تمامي نظام هاي حقوقي جهان و از جمله نظام حقوقي اسلام «البينه علي المدعي- آنكس كه ادعايي دارد بايد دليل ارائه كند»؟ و مگر نه اين كه در قوانين جمهوري اسلامي ايران براي اينگونه ادعاها راه حل قانوني در نظر گرفته شده است؟ بنابراين چرا به راه قانون نمي رويد؟ لطفاً و با عرض پوزش، بفرمائيد كدام قانون را قبول داريد؟
آقاي هاشمي مي فرمايند جمع زيادي از مردم، در مورد انتخابات ترديد دارند! ولي نمي فرمايند، چرا؟! و به چه دليل؟! قاطبه مردم اگر ترديدي داشته باشند درباره ريشه و پشت صحنه آشوبگران است.”"

و این همان نکاتیست که نقل محفل کیهانیان در همه مقالات و مطالب بعد از انتخابات بوده است . مسلم اینکه بحث کردن در محتوا با کسی که خودش را به خواب می زند بی حاصل است بنابر این بنده قصد بحث در مورد صدق وجود یا عدم وجود تقلب در انتخابات را در این مقاله ندارم ، بلکه راه حلی دارم تا کیهانیان این قدر مجبور نباشند این نکته خلاف واقع را با هدف باور پذیر کردن ، در همه جا تکرار کنند .

پیشنهاد بنده این است ،: حکومت جمهوری اسلامی از طریق صدا و سیما رسما از بنده پیمان روشن ضمیر دعوت کند در یک برنامه دو ساعته زنده با مردم سخن بگویم و دلایل و مدارک خودم را مبنی بر تقلب در انتخابات به مردم ارائه کنم . یک نماینده از طرف وزارت کشور یا شورای نگهبان یا هر بخش حکومت نیز می تواند در همان برنامه به صورت رودر رو به اشکالات من پاسخ دهد و دلایل و مدارک من را رد کند و البته بنده نیز باید فرصت کافی برای پاسخ دادن به سخنان او داشته باشم .

تا به حال ده ها بار نمایندگان وزارت کشور و شورای نگهبان و سایر مسئولان حامی دولت ، با هدف بیان این مطلب که در انتخابات تقلب صورت نگرفته است به تلویزیون آمدند و اتفاقا بعضی از همین مسئولان نکته کیهان مبنی بر خالی بودن دست مدعیان تقلب در انتخابات از هرگونه “سند و مدرک و دلیل” را مطرح کرده اند و بینندگان تلویزیون حیران از اینکه چگونه است که صدا و سیما در همان برنامه از نماینده موسوی و کروبی و شخصیت های مدعی تقلب در انتخابات دعوت نکرده است تا در برنامه زنده مردم شاهد باشند که اینان هیچگونه مدرکی ندارند و ادعای بی خودی می کنند و در نتیجه رسوا شوند .

آیا بهتر نبود صدا و سیما به عنوان تنها رسانه تلویزیونی کشور ، به جای این همه صرف وقت برای تکرار این سخن که “”مدعیان تقلب مدرکی ندارند . و در انتخابات تقلب نشده است”" ، از یکی از مدعیان تقلب در انتخابات که مورد قبول نامزدها باشد دعوت می کرد تا دلایلش را به صورت زنده با مردم مطرح کند و یقینا همان یک بار که مردم بی مدرکی این جماعت را می دیدند ، بسیار بیشتر از این همه برنامه تکراری و یک طرفه ، به سالم بودن انتخابات پی می بردند و همان یک جلسه حضور مدعیان بی مدرک و سند تقلب در انتخابات ، برای همیشه موجب رسوایی و خاموشی این گروه می شد .

حال بنده کاملا آماده ام که این خدمت را به نظام جمهوری اسلامی و کیهانیان ارائه کنم تا به صدا و سیما بیایم و در یک برنامه زنده در مورد دلایل خود مبنی بر تقلب در انتخابات با مردم سخن بگویم و اگر اینگونه که کیهانیان مرتب تکرار می کنند بنده هیچ مدرک و دلیل قانع کننده ای نداشته باشم به یقین افکار عمومی که بارها سخن و ادله حامیان دولت در مورد سلامت انتخابات را شنیده اند با مقایسه هر دو صحبت انجام شده ، بهترین قضاوت کننده خواهند بود و هیچ چیز به اندازه این عمل نمی تواند نتایج مورد نظر دولت و دوستانش در روزنامه کیهان را حاصل کند .

برای اطلاع از نظر افکار عمومی یک سازمان بین المللی و معتبر در زمینه نظر سنجی می تواند پس از برنامه ، در میان مردم شهرهای مختلف نظر سنجی کند و شهادت دهد که اکثریت افکار عمومی پس از این برنامه ، معتقد هستند ادعای مدعیان تقلب در انتخابات صحیح است یا معتقدند این گروه حرف مفت می زنند و بدون دلیل و مدرک یا با دلایلی بی ارزش و بی محتوا چنین ادعایی می کنند .

انتخاب یک سازمان معتبر نظر سنجی که مورد قبول دو طرف باشد ، با توجه به مشخص بودن سازمان های معتبر بین المللی در این زمینه کار مشکلی نخواهد بود .(مثلا یک سازمان نظر سنجی مورد تایید دولت ژاپن یا یک سازمان نظر سنجی به انتخاب سازمان ملل )

در هر حالت اگر شریعتمداری به ادعای خود باور داشته باشد باید از این پیشنهاد استقبال کند و ترتیب چنین برنامه زنده ای را در صدا و سیما بدهد و با این کار که موجب رسوایی مدعیان تقلب در انتخابات می شود بهترین خدمت را به نظام جمهوری اسلامی و دولت احمدی نزاد بکند ، در غیر این صورت بداند که با حلوا حلوا کردن های کیهان ، دهان شیرین نمی شود و کام مردم همچنان از باور این مطلب که در انتخابات تقلب شده و رای ایشان خوانده نشده ، تلخ خواهد ماند . بد نیست جناب شریعتمداری سرشان را از زیر برف بیرون کنند و ببیند که حتی طرفداران دولت احمدي نژاد نیز با تعجب این سوال را مطرح می کنند که اگر مدعیان تقلب مدرکی ندارند چرا مانع حضور آنها در تلویزیون می شوید و چرا نمی گذارید رسوا شوند ؟

پیمان روشن ضمیر .

27/4/88

پیش بینی اوس پیمان در مورد نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم

سه شنبه, می 12th, 2009

محمود احمدی نژاد ، میرحسین موسوی ، مهدی کروبی ، اکبر اعلمی و محسن رضایی ، سرشناس ترین نامزدهایی هستند که برای انتخابات ریاست جمهوری دهم ( ۲۲ خرداد ۸۸ ) ثبت نام کرده اند .
چند روز دیگر اکبر اعلمی رد صلاحیت می شود . چهار نفر دیگر در لیست بالا تایید صلاحیت می شوند .
در روز انتخابات نزدیک ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت می کنند . کل واجدین شرایط ۵۱ میلیون نفر است که شصت درصد آن حدود ۳۰ میلیون نفر می شود .میرحسین موسوی ۱۲ میلیون رای می آورد .
محمود احمدی نژاد حدود ۹ میلیون . ( در صورت تقلب حداکثر ۳ میلیون با آرا او اضافه کنید)
مهدی کروبی ۶ میلیون رای
محسن رضایی یک و نیم میلیون .
حدود دو میلیون رای را هم پیش بینی نکردم که می تواند به همین نسبت به سبد هر کدام از نامزدها برود و یا یک جا به سبد یکی از نامزدها واریز شود پس تا دو میلیون رای سرگردان قابلیت اختلاف در آمار بالا است .
نتیجه نهایی اینکه هیچکدام در هیچ حالتی با تقلب یا بی تقلب با رای سرگردان یا بی رای سرگردان با سیب زمینی یا با دمپایی کهنه برنده انتخابات نخواهند شد زیرا نمی توانند ۵۰ درصد آرا را بدست آورند .
انتخابات به دور دوم خواهد کشید و میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد به دور دوم می روند .
در دور دوم یک تعداد از طرفداران کروبی در انتخابات شرکت نخواهند کرد ولی این تعداد زیاد قابل توجه نخواهد بود . باقی رای های کروبی به سبد میرحسین می رود . تقریبا هشتاد درصد آرا محسن رضایی هم به سبد میرحسین خواهد رفت .
بنا براین اگر بگوییم بیش از ۵ میلیون از آرا کروبی ، و بیش از یک میلیون از آرا محسن رضایی به صندوق میرحسین ریخته می شود ، در این صورت میرحسین در دور دوم حداقل ۱۸ میلیون رای خواهد داشت . آرا سرگردان نیز تقریبا بالای نود درصد به صندوق میرحسین در دور دوم می روند و رای میرحسین موسوی به بیست میلیون خواهد رسید .
تعداد کمی از افرادی که در دور اول در انتخابات شرکت نکرده بودند و معتقد به برنده شدن احمدی نژاد در هر حالتی بودند در دور دوم شرکت می کنند و آنها نیز به میرحسین رای می دهند . بسته به تعداد آنها ،  آرا میرحسین از بیست میلیون بالاتر خواهد رفت .
در این صورت میرحسین می تواند با بیش از بیست میلیون رای در برابر حداکثر ۱۰ میلیون رای محمود احمدی نژاد ،  او را شکست دهد
میرحسین موسوی رئیس جمهور خواهد شد .

پیمان روشن ضمیر
۲۲/۲/۸۸

پاورقی
————-
سوال :  -  در چه صورتی میرحسین رئیس جمهور نمی شود ؟
اوس پیمان : در صورتی که من تا قبل از انتخابات مقاله دیگری بنویسم و پیش بینی ام را تغییر دهم .

سوال دوم - در صورت تغییر پیش بینی در مقاله دوم ،  بیشترین احتمال تغییر رای مربوط به چه کسی است ؟
اوس پیمان : بیشترین احتمال در تغییر آرا تا روز انتخابات مربوط به مهدی کروبی و میرحسین موسوی است  یعنی این احتمال وجود دارد در صورتی که شرایط به نحوی که در پیش بینی بعدی می نویسم پیش برود از آرا میرحسین موسوی کم شود و به آرا مهدی کروبی افزوده شود . در صورتی که یاران کروبی در ایام تبلیغات خیلی عالی کار کنند با توجه به انتقاد های زیادی که به موسوی وارد است و موسوی نه علاقه و نه توان پاسخ گفتن به آنها را دارد در یک سری شرایط کروبی می بتواند در ایام تبلیغات ۳ میلیون از آرا موسوی را به خود متمایل کند و در این صورت  به جای میرحسین موسوی او به مرحله دوم خواهد رفت و در مرحله دوم برنده انتخابات خواهد شد . البته فعلا پیش بینی من همین است که در این مقاله گفته ام و اگر این تغییر بوجود بیاید حتما در مقاله دیگری قبل از انتخابات خواهم گفت .


این مطلب در روزنامه سلام 0 سایت هفت تیر در این آدرس نیز منتشر شد : http://7tir.com/salam/?p=1901
مقاله قبلی من در سایت هفت تیر :  نقش وزارت اطلاعات دولت میرحسین در اعدام های سال 67

خوشحالی حافظ از پایان ماه رمضان “ساقی بیار باده که ماه صیام رفت”

سه شنبه, سپتامبر 30th, 2008

در سراسر دیوان حافظ چند جا او به ماه رمضان و روزه اشاره کرده است . ماه رمضان از نظر یک مسلمان واقعی ماه پرهیزگاری و نماز و نیاز و عبادت و نخوردن و نیاشامیدن و توبه کردن از گناهان است .
اما از نظر شاعر رند شیراز ، رمضان تنها یک نشانه دارد و بس و حافظ ما تنها به یک دلیل به رمضان توجه می کند و لاغیر : ممنوعیت خوردن شراب

حافظ تنها زمانی رمضان را یاد می اورد که متوجه می شود در این ماه شراب کمیاب می شود و زاهد نمایان روشنفکر دینی که تا دیروز همپیاله او بودند امروز به او توصیه می کنند که حرمت این ماه را نگهدارد . میخانه ها بسته و ساقیان بی کار و شراب نایاب می شود . چنین می شود که حافظ از رمضان در دیوانش یاد نمی کند مگر آنکه در کنارش از نبود شراب در این ماه یاد آورد و بابت عید فطر خوشحالی نمی کند مگر آنکه دلیل خوشحالیش بازشدن مجدد میخانه و بساط شراب بنامد .
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخواست
می ز میخانه بجوش آمد و می باید خواست
روزه زهد فروش گران جان بگذشت
وقتی مستی و طرب کردن رندان برجاست

حافظ نه تنها در رمضان از شراب توبه نمی کند بلکه هم در وسط ماه رمضان تمنای شراب می کند ( گرچه ماه رمضان است بیاور جامی ) و هم بی صبرانه منتظر پایان ماه صیام می ماند و با غزل شراب به استقبال عید فطر می رود . . او مدتی که در رمضان گذشته را تلف شدن عمر عزیز می داند و می گوید باید هرچه در رمضان شاب نخوردیم و عمر خویش تلف کردیم را زین پس با خوردن چند باره شراب قضا کنیم .. در انتهای غزل نیز توبه کنندگان رمضان را کسانی می نامد که عمر خویش بر سر سودای خام تلف کرده اند .
چند بیت از این غزل بی نهایت زیبای حافظ :
.
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آنچنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر بر سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته ای که باده نابش به کام رفت

.

این مطلب همزمان در تالار گفتگو هفت تیر منتشر شد

دکترین عشق اوس پیمان

چهار شنبه, آوریل 16th, 2008

اساسا هر کلمه  مفهومی دارد . مفهوم آن چیزی است که در ذهن مخاطب صاحب شناخت پس از شنیدن آن کلمه خطور میکند . وقتی در بررسی جایگاهایی که در تاریخ آن کلمه به کار رفته است و در حال جامعه میکوشیم میتوانیم معنی آن کلمه را درک کنیم . لاکن بعضی کلمه ها در حالی که کلمه اند معنی کردنشان نیاز به دیدی بالاتر از معنی کلمه ای دارد . این کلمات که دارای مفاهیم پیچیده تری هستند شاید به طور کامل و یا ثابت معنی نشوند لاکن دکترین اوس پیمان میگوید در یک مجال اندیشه ای صحیح میتوان با سوال و جواب های متوالی به پاسخی برای درک آن کلمات رسید .

عشق از آن جمله کلمات است و شاید بالاترین و سخت معنی ترینشان باشد . ( مهم آنکه بدانید در سختی بیان مفهوم کلمات و واژگان من میل جنسی را بعد از عشق میدانم شاید زمانی در این مورد سخن بگویم )عشق کلمه ای سخت است . مخصوصا از بیان پیچیده در مورد عشق اجتناب کردم . باز تاکید میکنم عشق کلمه  سختی است . من برای اینکه آغاز مقاله به سختی بر نخورم ترجیح میدهم به سراغ مشتقات عشق بروم
.عاشق .
کسی است که عاشق معشوق شده است . باز عجز مرا شاهدید . وقتی میخواهم عاشق را معنی کنم مجبورم از خود کلمه عاشق و معشوق برای معنی آن استفاده کنم .
اما با این وجود در همین معنی که  ““کسی است که عاشق معشوق شده است””   چند نکته ظریف وجود دارد که در مفهوم عشق میتواند به ما کمک کند . عاشق یک فرد است .  اگر جماعتی هم عاشق شوند ( مثل عاشقان بی بی فاطمه زهرا  ) اما در واقع هر کدام از این مردم جدا جدا عاشق شده اند و عشق دسته جمعی مورد قبول نیست . عشق مفهومی است فردی . عاشق میتواند با یک نگاه عاشق شود و یا به مرور عاشق شود ولی تقریبا میتوان مرحله ای قبل از عاشق شدن و بعد از عاشق شدن او را تعیین کرد . عشق در چشم عاشق و نوع نکاه او به معشوق پدید می آید . عاشق مخاطبی دارد . مخاطب او صفت و یا بهتر بگوییم حالت خود را از وجود عاشق میگیرد . معشوق مخاطب عاشق است . معشوق یک وجود است که چون حالتی در عاشق پدید آمده است که او را از مرتبه یک انسان عادی به مرتبه عشق رسانده است پس او هم در حالی که هیچ مرتبه ای نیافته است و همان آدم قبلیست بدون هیچ تغییر حس و خصوصیتی لاکن معشوق خطاب میشود . این معشوق را من و شما نمیتوانیم بشناسیم .

چون او اساسا کبرا خانم دختر صغرا خانم است که 10 سال است در محله ما زندگی میکند و گاهی در راه مدرسه او را میبینیم و هیچ فرقی نکرده است و فقط کمی نسبت به ده سال قبل قد کشیده است . پس ما چون خبر داریم اصغر آقا بغال سر کوچه با وجود زن و دو بچه عاشق کبرا خانم شده است میفهمیم که کبرا خانم معشوق است . اصغر آقا هم از وجود کبرا خانم است که میفهمد عاشق است .اصغر آقا چه خصوصیاتی دارد . مقدمتا عرض کنم که هیچ فرقی نمیکند که اصغر آقا بچه داشته باشد یا نه . تحصیل کرده باشد یا بیسواد . برنامه های تلویزیون و این وبلاگها در مورد عشق واقعی و عشق خدایی و عشق سطحی و عمیق و این چزندیات را دیده و خوانده باشد یا نه . او عاشق است و یک نشانه هایی دارد که غالب آنها را فقط خودش میداند و شاید هم نداند ولی اگر فکر کند یادش می آید و این مشخصات را سایر عاشق های عالم دارند واگر کسی خیال کرد عاشق است و این خصوصیات را نداشته باشد باید برود وکشکش را بسابد اصغر آقا کبرا خانم را میخواهد . حاضر نیست کبرا خانم را با عالم و آدم عوض کند .

خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار …… چون نتواند کشید دست در آغوش یار

پس در عشق خواستن وجود دارد . عاشق معشوق را میخواهد . نمیشود کسی عاشق باشد و بگوید من نمیخواهم معشوق مال من باشد یا نمیخواهم به او برسم و فقط عاشق او هستم و مثلا خیلی رمانیتک بگوید که من عاشق کبرا خانم هستم و همین که میبینم که او زندگی خوبی دارد برایم کافیست و خوشحالی او خوشحالی من است ( در این موارد کشیدن شیشکی توصیه شده است ) دومین نشانه آن است که اصغر آقا هرچند خیلی مایل به بدست آوردن کبرا خانم است و مسلما اولین فرصت یک سکس حسابی با کبرا خانم خواهد داشت اما در ذهن به سکس فکر نمیکند بلکه به خود معشوق فکر میکند . او کبرا خانم را میخواهد . وقتی میخواهد به سکس با کبرا خانم فکر کند حالش بد میشود و اصلا به این فکر ادامه نمیدهد . این یک مشخصه خوب برای آقایان است اگر میخواهند بدانند عاشق شده اند یا خیال میکنند عاشق شده اند ( البته الکی به خودتون تلقین نکنید ) امکان رسیدن اصغر آقا به کبرا خانم وجود ندارد . این نداشتن امکان وصال مهمترین و اصلی ترین رکن عشق است . آنقدر این قضیه مهم است که اگر این رکن را از عشق بگیریم دیگر عشقی و عاشقی و معشوقی وجود نخواهد داشت . دور از دسترس بود معشوق هرچند عامل به وجود آمدن عشق نیست اما عامل اصلی ادامه عشق است . این محقق نشدن وصال ممکن است به دلایل مختلف باشد . همین دلایل است که اوج لحظات عاشقانه را پدید می آورد و میتواند حماسه خلق کند . ممکن است معشوق بسیار نزدیک و در ظاهر در دسترس باشد اما معشوق جفا پیشه وقعی به عاشق نمی نهد و پشیزی برای عاشق ارزش قائل نیست و به قول معروف به او راه نمی دهد . عاشق گاها او را بی وفا و گاهی جفا کار خطاب میکند

تو بی وفا و اجل در قفا و من بیمار …. دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود

مرا میبینی و دردم زیادت میکنی در دم تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش ….. لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش

دلبرم شاهد و طفل است و ببازی روزی بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش

یا ممکن است بخاطر وجود رقیب خوش تیپ تر که دل معشوق را برده و معشوق با او سر و قراری دارد عاشق معشوق را مال خود نداند و او را دور از دسترس ببیند

روا مدار خدایا که در حریم وصال ….. رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب …… بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد …… که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری—————یا ممکن است معشوق هم به رای عاشق باشد اما فراق مانع وصال شود . اجباری نیست که فراق به معنی دوری مسافتی باشد بلکه ممکن است عاشق و معشوق در نزدکی هم به دلیل عواملی دیگر مثل پدر کبرا خانم که مانع وصال میشه مجبورند در فراق هم بسوزند و بسازند

امروز در فراق تو دیگر به شام شد …….. ای دیده پاس دار که خفتن حرام شد

شب فراق نخواهم دواج و دیبا را ………… که شب دراز بود خوابگاه تنها را

زبان خامه ندارد سر بیان فراق …….. وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

خوب تا اینجا فهمیدیم که عاشق معشوق را میخواد و میخواد معشوق را بدست بیاورد و مال خودش کند و هرکاری که از دستش بر بیاد را برای این هدف انجام میدهد . عامل اصلی ادامه این عشق هم عدم تصاحب کامل معشوق توسط عاشق است . به هیچ وجه تصاحب کامل را به معنی ازدواج قلم داد نکنید بلکه همین که معشوق به رای عاشق باشه و در دسترس این تصاحب کامل محسوب میشود .از سخن بالا یک نتیجه مهم گرفته میشود . و آن اینکه در وصال عشقی وجود ندارد . یعنی در حالیکه میتواند یکی از زیباترین اوج ها در هر عشقی لحظه اولین وصال عاشق و معشوق باشد اما اگر این وصال تداوم پیدا کند و عاشق معشوق را تصاحب کند زان پس دیگر عشقی وجودنخواهد داشت من حال میتوانم یک تعریف از عشق را بیان کنم هرچند میتواند این تعریف را در غیر از عشق هم بکار برد اما صد در صد نمیتواند چیزی عشق باشد و این تعریف در مورد آن صدق نکند : عشق یعنی خواستن و نرسیدن لازمه اش این است که یک طرف قضیه مرد و یا زن باشد . عاشق باید توانایی جنسی دشته باشد . امکان ندارد یک شخص ناتوان جنسی عاشق شود . حال با توجه به وجود داشتن این دو لازمه در صورت خواستن به معنی واقعی و تمام کلمه یعنی همه جوره خواستن طوری که بهتر از معشوق متصور نباشد و با وجود خواستن میسر نشدن امکان رسیدن .. میتواند به معنی عشق باشد .یک نکته دیگر آنکه نباید لذتی بالاتر از رسیدن به معشوق در ذهن عاشق متصور باشد . بخاطر عظمت عشق و خصوصیاتی که دارد عشق به چند نفر در یک زمان نیز امکان پذیر نمی باشد .

سوال : آیا عشق واقعی بدون وصال هم خاتمه می یابد .؟

من در پاسخ این سوال نمیتوانم یک اصل را بیان کنم اما گمان کنم عشق بدون وصال هم بتواند پایان یابد . شاید در اثر مرور زمان و و از دست دادن معشوق و یا جایگزینی یک عشق دیگر و یا با تبدیل عشق به تنفر عشق پایان یابد .

سوال : آیا مادر کبرا خانم اگر بگوید من عاشق کبرا خانم هستم راست میگوید . ؟

نه راست نمی گوید اما دروغ هم نمیگوید . از بیسوادی است که این حرف را میزند . او را باید به خواندن مقاله من دعوت کرد و باید اطلاعات کامل تری از عشق در اختیارش گذاشت آنوقت میفهمد که او خیلی دخترش را دوست دارد اما عاشق دخترش نیست . هرچند در جامعه از این دست خلط مطلب ها و استفاده نابجا از کلمات زیاد پیش می آید که به مرور هم جا می افتد . اگر یک روز این قضیه صد در صد جا افتاد ما آنوقت دو کلمه عشق با دو معنی متفاوت خواهیم داشت . در زبان فارسی بسیاری از کلمات هستند که دو معنی را میدهند و باید در جایگاه خود آن کلمه را معنی کرد . اما توصیه میشود این اتفاق نیفتد .

سوال : آیا اگر کسی بگوید عاشق خدا است راست میگوید ؟

کسی که تا به حال خدا را ندیده و یک انسان عادی مثل من و شماست نمیتواند عاشق خدا شود . یعنی مفهومی که من از عشق میدانم در مورد او صدق نمی کند . اگر کسی بگوید من از دیدن نشانه های وجود خدا و توانایی هایی او چیزهای زیبایی که آفریده عاشق خدا شده ام مثل این میماند که اصغر آقا به عمرش کبرا خانم را ندیده باشد و با او صحبت نکرده باشد اما از روزی که غذای نزری که دست پخت کبرا خانم بود را خورده و از لباسهای زیبایی که خیاطی کبرا خانم بوده را دیده و یا اشعار زیبای کبرا خانم را مطالعه کرده عاشق کبرا خانم شده است . اصغر آقا میتواند با دیدن این چیزها و شنیدن اوصاف کبرا خانم بسیار مشتاق دیدن کبرا خانم شده باشد و بسیار به کبرا خانم ارادت پیدا کرده باشد اما نمی تواند عاشق کبرا خانم شده باشد . لااقل در تصور ناقص من نمیگنجد

خارج از دستور دکترین :

یک مقداری این دکترین من از دید مردانه نگاشته شد . من یک نکته مهم در مورد تفاوت عشق آقایون با خانم ها را خدمتتون عرض کنم . گفتم که عشق با وصال به پایان میرسد . وصال در آقایون و خانم ها یک مقداری فرق میکند .یعنی اینکه اگر آقایی عاشق خانمی بشود هرچند در ضمن فراق به معشوق فکر میکند به اینکه معشوق را بدست بیاورد و به او برسد اما دقیقا به سکس فکر نمیکند اما اگر در خانه ای معشوق خلوت کند و معشوق هم راه دهد حتما با او سکس خواهد داشت و اگر این سکس کامل باشد و ادامه یابد معمولا به معنی وصال و پایان عشق است .اما در خانم ها معمولا سکس به معنی پایان عشق نیست . یعنی اگر کبرا خانم عاشق اصغر آقا باشد حتی اگر در لحظه ای که این دو به هم میرسند شاید کبرا خانم منتظر بوس و نوزاش اصغر آقا باشد و حتی اگر اصغر آقا زیاده روی کند و این دو سکس داشته باشند کبرا خانم بدش نیاید ولی حتی یک رابطه سکسی مداوم با معشوق هم نمیتواند برای خانم ها به معنی وصال و رسیدن به معشوق و پایان عشق باشد . معمولا کبرا خانم باید احساس کند که اصغر آقا مال او هست و اصغر آقا هم میخواهد که با او باشد . در مورد خانم های عاشق شده که حتی پس از ازدواج با معشوق مرد باز عشق ادامه یافته است چون زن مرد را هنوز تصاحب شده خویش نمیداند و یا از او جفا و یا بی وفایی میبیند و با این وجود عاشق اوست و میخواهد معشوق را مال خود کند . البته این جور عشق ها بعد از ازدواج زیاد طول نمیکشد و یحتمل به تنفر و انتقام منجر میشود .

.
دکترین عشق اوس پیمان - پیمان روشن ضمیر - مقاله - عشق - دکترین عشق ( دکترین اوس پیمان در مورد عشق )