نگاهی به انقلاب 57 .. انقلاب مخملی یا انقلاب کلاسیک ؟ +فیلم مصاحبه با بختیار

این دو فیلم بخصوص فیلم اول را حتما ببینید .

فیلم مصاحبه با بختیار سال 64 :
http://64.15.120.233/watch?v=NLw-3pSiT4E&feature=related

فیلم های مصاحبه با بختیار قبل از پیروری انقلاب :
http://64.15.120.233/watch?v=tObnPqLfdSI&feature=related

انقلاب اسلامی ایران در سال 57 همانطور که قبلا بارها گفتم می توانست اولین انقلاب مخملی جهان باشد . شاه رسما با انتخاب بختیار به عنوان یک چهره کاملا دموکرات تسلیم شده بود و آماده انتقال آرام قدرت بود . بختیار به ارتش دستور می دهد که هیچ برخوردی با تظاهر کنندگان نکنند و عملا ارتش می ایستد و تظاهرات تهران و شهرستان ها را تماشا می کند و مردم با خیال راحت به تظاهرات می پردارند . بختیار دستور بازشدن همه روزنامه ها را می دهد . سردبیرها را به دفترش دعوت می کند و می گوید از امروز من نخست وزیر هستم . هرچه می خواهید بنویسید هیچکس با شما برخورد نمی کند . عملا روزنامه ها تهران از آن روز به بعد علیه بختیار و شاه و در حمایت از انقلاب می نوشتند . واقعا در این شرایط به پیروزی رسیدن انقلاب کار بسیار ساده ای بود . بسیار ساده تر از چیزی که کسی بخواهد لافش را بزند . جمهوری اسلامی اگر به مدت یک ماه نصف آزادی که بختیار به مردم داد را در کشور حاکم کند قطعا خیلی راحت تر ار حکومت شاه سقوط خواهد کرد . کافیست یک هفته به ارتش و سپاه و بسیج بگوید به مردم حمله نکنند تا شاهد باشد در تهران چند برابر سال 57 جمعیت به خیابان خواهد آمد . البته اینگونه نیست که این آزادی ها در هر کشوری منجر به سقوط حکومت شود چنان که خیلی بیشتر از این آزادی ها در آمریکا و خیلی کشورهای غربی حاکم است و هیچ نا آرامی مشاهده نمی شود و هرگز انقلابی روی نمی دهد .
انقلاب 57 یکی از آسان ترین انقلاب های جهان بود . انقلابی که می توانست مخملی باشد اما نشد چون سال 57 دولت آماده تغییر آرام قدرت بود اما انقلابیون اهل آرامش نبودند . فرمانده هان انقلاب اهل خون ریزی و خشونت بودند . آنها به انتقام آن هم انتقام های کور و زیر و رو شدن همه ساختارهای باقی مانده از گذشته فکر می کردند . انقلاب 57 می توانست یک انقلاب مدرن باشد اما به یکی از بد ترین شکل های انقلاب های کلاسیک تبدیل شد . البته چیزی که مسلم است این است که شاه ایران عملا صدای مردم را شنید که فریاد می زدند شاه باید برود و پس از آن تسلیم تغییرات اساسی که می توانست یک دموکراسی واقعی را به همراه بیاورد شد . در هر حکومتی اگر مردم شجاعت این را داشته باشند که حاکم مستبد را به نام صدا کنند و برکناری او را بخواهند و این خواسته را چند ماه پیگیر ادامه دهند حاکم مستبد تسلیم می شود . حال چه پینوشه ، چه شاه سابق ایران و چه خامنه ای باشد . هیچ فرقی نمیکند . همه حاکمان مستبد دنیا در لحظاتی که صدای مردم را بشنوند که خواستار برکناری ایشان هستند توانایی ادامه حکومت بر مردم را در خود نمی بینند . حاکمان مستبد تسلیم می شوند و آماده می شوند که با مخالفین پشت میز مذاکره بنشینند تا از یک انقلاب خونین و کلاسیک جلویگری کنند و با انتقال آرام قدرت خود و کشور را نجات دهند . اگر می بینید حکومت فعلی ایران این همه بر علیه انقلاب مخملی سخن می گوید ، به دلیل این است که حکومت ایران واقعا احساس نمی کند که یک انقلاب کلاسیک در حال روی دادن است که اگر چنین احساسی می کرد آرزوی انقلاب مخملی می کرد و خودش اولین استقبال کننده بود . اما چون حکومت می بینید که معترضان رهبرانی اصلاح طلب دارند و خواستار انقلاب نیستند ، تصمیم می گیرد که با الفاظ نابجا مثل انقلاب مخملی معترضان را سرکوب کند . اگر گفتمان رهبر جنبش طور دیگری بود ، این همه حرف مسخره از حکومت نمی شنیدم. مقصر چرندیاتی که حکومت می گوید ضعف گفتمانیست که میرحسین موسوی برقرار کرده است .
بختیار می گوید : اگر ارتش اعلام بی طرفی نکرده بود آیت الله ها بلاخره مجبور می شدند پشت میز مذاکره بنشینند . می بینید . همه چیز بر عکس بود . حکومت آماده بود وارد مذاکره شود . اما انقلابیون حاضر به مذاکره نبودند . خمینی به بختیار می گفت اول استعفا بده بعد بیا مذاکره کنیم . او اصلا مفهوم مذاکره با حکومت با هدف گذار به حکومت بعدی را نمی فهمید و چنین مفهومی حتی در ذهن انقلابیون باهوش تر مثل بنی صدر وجود نداشت . بختیار می گوید ارتش خیانت کرد و اگر صبر می کرد با توجه به فضای کاملا آزادی که من بوجود آورده بودم بلاخره مردم از آیت الله ها می خواستند وارد مذاکره شود . من هم معتقدم این اتفاق اگر ارتش و بختیار هر دو باهوش تر عمل کرده بودند حتما روی می داد و ما گذار به دموکراسی را تجربه می کردیم . من معتقدم میز مذاکره بختیار حتی اگر آن طرفش آیت الله ها نشسته بودند دموکراسی را به ارمغان می آورد ، چون قبل از فروپاشی نظام قبلی شرایط گذار و برقراری حکومت جدید تعیین می شد و قوای دو طرف این موازنه را بوجود می آورد که استبداد در این گذار روی ندهد .
من عمیقا معتقدم انقلاب بعدی ایران صد در صد ما را به دموکراسی می رساند و زیاد طول نمی کشد که آیت الله هایی که اکنون صاحب قدرت هستند حاضر به مذاکره با رهبران مخالفین بشوند . البته پیش از آن باید ملت یاد بگیرند به سراغ مردانی برای رهبری جنبش بروند که به وضوح و بدون ترس می گویند : “خامنه ای باید برود” . جمعیت زیاد مخالفین حکومت را تسلیم نمی کند . جمعیت زیاد با رهبری ضعیف و کار نابلد موجب ریزش جمعیت می شود . جمعیت زیاد با رهبری که فرصت سوزی نمی کند اما گفتمان صحیح را برقرار نکرده است نیز موجب می شود که حکومت از وقوع یک انقلاب کلاسیک به معنی واقعی نترسد . ترس حکومت از انقلاب کلاسیک و نردیک شدن وقوع چنین انقلابی ، حاکم مستبد را علاقه مند به مذاکره با مخالفین در جهت جلویگری از انقلاب کلاسیک می کند . میز مذاکره می تواند به انقلاب مخملی یا جابجایی آرام قدرت منجر شود . هیچ چیزی ممهمتر از گفتمان صحیح نیست . گفتمان صحیح معترضان در وضعیت فعلی نشانه های فراوانی دارد اما اولین نشانه ای که به راحتی می توانید یک گفتمان صحیح را از یک گفتمان غلط تشخیص دهید این است که ببینید آیا او می گوید : “خامنه ای باید برود” یا نه ؟ هیچ جمله ای اهمیت همین جمله ساده را ندارد .
بهانه هایی مثل این که
“”مشکل ما خامنه ای نیست بلکه مشکل ما استبداد است”" در شرایط فعلی آفت جنبش است . جنبش دموکراسی خواهی باید با صدای بلند و به وضوح به نماد استبداد حمله کند .
جنبش محل درس اخلاق یا محل درس دموکراسی به ملت نیست . شعارهای ما برای کلاس درس نباید درست شود . وقتی می شود گفت مرگ بر شاه احمقانه است اگر بگوییم مرگ بر دیکتاتور . وقتی می شود گفت مرگ بر رزیم پهلوی احمقانه است اگر بگوییم مرگ بر حکومت استبدادی . این شعارهای احمقانه در ادامه گفتمان احمقانه رهبر کارنابلد جنبش بوجود می آید . هر وقت او گفتمانش را تغییر داد شعارها هم تغییر می کند . اگر شعارها تغییر یافت و او هنوز اندر خم کوچه قبل ماند ، چاره ای به غیر از گذار از او به سمت یافتن رهبر جدید وجود ندارد .
در جنبش فعلی بیشترین استقبال مردم از شعار : “استقلال آزادی جمهوری ایرانی” بود . این شعار نشان دهنده خواست تغییر حکومت است . میرحسین موسوی هنوز اندر خم شعارهای ابطال انتخابات است و بر علیه شعار تغییر خواهی مردم مصاحبه می کند . او از دو نظر رهبر خوبی نیست . یک اینکه تفکرش با خواست ملت جور نیست . دو اینکه کارنابلد است وگرنه بلد بود از شعار جدید مردم برای فشار آوردن به حکومت استفاده کند . به همین دلیل است که در مقاله قبلی گفتم اکنون زمان گذار از میرحسین است . میرحسین موسوی دیگر نمی تواند رهبر جنبش باشد ، گذار ار میرحسین به معنی دفن کردن میرحسین نیست . میرحسین می تواند دوست جنبش باقی بماند و ما می توانیم از او به عنوان یک مهره تاثیر گذار و مفید کمک بگیریم . به شرط اینکه به طور جدی به فکر یک رهبر جدید باشیم

پیمان روشن ضمیر - 15/5/88
www.ospeyman.org

Tags:

6 Responses to “نگاهی به انقلاب 57 .. انقلاب مخملی یا انقلاب کلاسیک ؟ +فیلم مصاحبه با بختیار”

  1. کژدم Says:

    با درود به همه رزمندگان راه آزادی ایران از دست رژیم آیین تباهی
    هم میهن گرامی برای ادامه و ژرفای بیشتر جنبش آزادیجواهی به تکاوران تندر بپیوندید و ویا حد اقل برای آموزش هنر رزم در حرکتهای گروهی ،مانند تظاهرات خیابانی و آموزش مبارزه مسلحانه برای زمینگیر کردن نیروهای ددمنش آیین تباهی از وبسایت تکاوران تندر دیدن نمایید، تکاوران تندر بازوی نظامی انجمن پادشاهی است و برخلاف تصور اولیه گروهی سلطنت طلب نمی باشد ، پادشاه یعنی کوروش و داریوش و سلطان یعنی خلفای بغداد ویا فتحعلی شاه و یا ناصرالدین شاه که فقط نام شاهی را به یدک میکشید ند و در واقع سلطنت تقلیدی بیقواره از آیین پادشاهی است که از زمان معاویه شروع به نسخه برداری به شیوه ، عربی و براساس راه و رسم عربی از آیین پادشاهی نمودند و آنچه ما در این 1400 سال در ایران دیدهایم ، نه آیین پادشاهی بلکه آیین تباهیگری سلطانی بوده است. انجمن پادشاهی ایران آیین ریشه ای ایران را به عنوان پیشنویس قانون اساسی پادشاهی پیشنهاد و به بحث و بر رسی عمومی تمام ایرانیان میگذارد و از هرگونه جنبش آزادیخواهی در همه جای ایران دفاع میکند و اگر به تاریخ ایران نیک بنگرید آیین ریشه ای با قدرت گرفتن مغهای زردشتی که همان آخوندها بودند به تباهی کشیده شد، در پایان باید خاطر نشان سازم که از نظر تکاوران تندر رضا پهلوی نه لیاقت و نه شجاعت به دوش کشیدن بار سنگین پادشاهی را دارد.
    جاوید ایران و خوش وخرم مردمان سراسر ایران زمین
    کژدم

    http://takavaran-tondar.tk
    http://www.tondar.org

  2. greenz Says:

    دوست عزیز
    با تشکر از نوشته های این پست و پست قبلی و با اذعان به این نکته که شعار جمهوری ایرانی خواست اکثریت ایرانیان است بر این باورم که گفتمان موسوی موجب بیشترین ریزش از نیروهای نظام و بیشترین جذب نیرو برای حنبش سبز شده است. باید توجه داشت اکنون خواست حداقلی موسوی در تقابل کامل با قدرت نظام حاکم و شخص خامنه ایست. بنابر این ضرورت پشتیبانی کامل از موسوی در شرایط فعلی و رهبری او ضروری است و نقد شمابه ان اطلاعیه ی موسوی خیلی هوشمندانه نیست. هر چند این با گسترش شعار زیبای جمهوری ایرانی و مرگ بر خامنه ای تقابلی ندارد و در یک سو است. کاملا موافقم موسوی رهبر اینده ی این جنبش نیست.
    پیروزی ما امید ماست.

  3. رضا Says:

    من رضا ، از اعضای تیم طرح خاموشی سبز هستم. با توجه به اینکه شما در طرح خاموشی سبز 30 تیر برای اطلاع رسانی فعالیت خوبی داشتید و ما هم برای ترویج طرح، نیاز زیادی به همکاری داریم میخواستم درخواست کنم جهت اطلاع رسانی فاز جدید این طرح، با ما همکاری کنید.
    لطفاً جهت اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه نمائید.
    http://khsabz.wordpress.com
    http://khsabz.org
    http://www.facebook.com/pages/Khsabz-/112651049193

    منتظر پاسختان هستم

  4. مرتضی Says:

    استاد تا حدود زیادی با گفته های شما موافقم اما نسبت به دو مسئله فراموش نشود مردم هنوز برای دموکرسی امادگی ندارند بدلیل بطن سنت گرای مدهبی جامعه در انقلاب بعدی باید حتما منتظر گذار از حکومت افراطی مذهبی به حکومت مذهبی میانه رو بود ار طرفی در مورد رهبری حرکتهای مردمی فراموش نکنیم همه ما آگاهیم که میر حسین موسوی نه تنها در حد و اندازه های رهبری جنبش نیست بلکه حتی توان گرفتن رای لازم را هم نداشت برای همین او بازنده بود اما در زمانیکه نفاق ایدئولوژی بین مذهبیون نو گرا و دموکراتگرائی الحادی در بین مردم و روشنفکران وجود دارد او و جناب کروبی بهترین پل برای پیوند تفکرات متفاوت مردم هستند همانطور که شاهد هستید بسیاری از اپوزیسیونهای خارجی گویا در کره مریخ زندگی می کنند و همیشه تصویر غلطی از مردم ایران و اوضاع دارند برای همین لعد از این همه سال هیچ گامی تا بحال به جلو نداشته بلکه پسرفت داشته اند … اما نکته پر اهمیت موضوع اینجاست که نوع شخصیت میرحسین و.. و وابستگی انها به نظام بلاهت میتواند از طرف دیگر سبب مستهلک شدن جنبش و هدر رفتن نیرو اراده مردمی در پائین کشیدن حکومت شود و این همان نقطه منفی موضوع تلقی میشود در هر حالت در طول زمان باید به فکر رهبری جدید و شجاع برای جنبش مردمی بود تا همانطور که گفته شد در زمان خاصی که نارضایتی مردمی در اوج خودش است مستقیما به عدم وجود ولایت فقیه اذعان کند …. همان کاری که خمینی کرد و دیگر جنبشهای زمان پهلوی همواره به دنبال عدم استبداد بودندو با سلطنت کاری نداشتند
    یادتان باشد هنوز در تجمعات کسی جرات گفتن شعار علیه خامنه ای را بطور صریح و واضح ندارد

    پس تا رهبری بهتر جنبش راه زیادی مانده
    موفق باشید

  5. رفیق Says:

    تو که از چیزی خبر نداری گوه میخوری میای تو بالاترین در مورد خبر تجاوز به دختر دانشجو در دانشگاه ازاد اراک نظر میدی پوفیوس حراست استاد رو گرفته الانم یکسال تعلیق شده تو چی گوه میخوری؟سعی کن ضر مفت نزنی.و فکر نمیکنم تو گوزی باشی که بخوای با کسی مصاحبه کنی پس بشین کم گوه بخور

  6. روشن Says:

    شما در مقاله خود احتمالا یک چیز را از قلم انداخته اید و آن تاثیرنقش هدایت کننده ابرقدرتها در جریان به اصطلاح انقلاب است۰ به نظر میرسد که آنان یک جابجائی واقعا مخملی را به ما به جای انقلاب غالب کرده باشند و جایگزینی شاه توسط خمینی نقشه ای طراحی شده بوده باشد. حمایتهای خارجی از این نظام کما فی السابق همچنان ادامه دارد هر چند که جنگهای توافقی زرگری بین مزدوران رژیم و ابرقدرتها همیشه بوده است. چه رژیمی بهتر از جمهوری اسلامی توانسته است در طی گذشت سی سال
    منافع آنان را در منطقه تامین کند۰

Leave a Reply