میرحسین موسوی ، رهبری ملت در جهت خواست ملت یا رهبری ملت در جهت پیروزی در یک جنگ داخل نظام

میرحسین موسوی از بسیاری اصلاح طلبان شجاع تر است . . خاتمی در اوج بی قانونی های جناح مقابل ، همیشه تسلیم بود و حداکثر می گفت : “بد اخلافی هایی روی داد . نپسندیدم” .
مردمی که به امثال خاتمی عادت داشتند ، از دیدن اعتراضات میرحسین موسوی پس از کودتای انتخابات هیجان زده شدند . بسیاری مردم گفتند انتظار چنین ایستادگی و شجاعتی را از میرحسین نداشتند . بیانیه جدید میرحسین در مورد اعترافات اصلاح طلبان در دادگاه و اشاره مستقیم او به شکنجه وحشیانه بازداشت شدگان و تهدید به دادگاهی برای انتقام گیری از شکنجه گران و آمران ، از نشانه های بارز شجاعت میرحسین است که او را از سایر اصلاح طلبان متفاوت می کند . اما به صرف اینکه او در دفاع از دوستانش شجاعت دارد ، نشانه این است که او رهبر خوبیست ؟ فراموش نکنیم میرحسین در اعتقاداتش که چندان مطابق با خواست ملت نیست بسیار متعصب است و چندان علاقه ای به شنیدن صدای مخالفین و پاسخگویی به انتقاد ها ندارد . رویکردی که قبل از انتخابات بسیاری از دموکراسی خواهان را از اطراف میرحسین دور کرد و به ستاد کروبی برد . این انتقادات به دلیل نیاز به اتحاد پس از ماجرای تقلب در انتخابات ، بایکوت شد .

* شعار جدید مردم و واکنش تاسف انگیز میرحسین موسوی
مردم در روز 8 مرداد در تجمعی که به مناسبت “چهلم شهدای تظاهرات” برگزار کردند ، شعار جدیدی را سر دادند . این شعار مورد استقبال کم سابقه معترضان در سراسر کشور بخصوص وبلاگ نویسان در اینترنت قرار گرفت . استقبال از این شعار در اینترنت ، نشان می داد که این شعار به گفتمان اصلی همه تظاهرات آینده تبدیل می شود . مردم در هشت مرداد شعار می دادند : “استقلال آزادی جمهوری ایرانی” .
این شعار ، واضح ترین شعار در طول اعتراضات اخیر بود که نشان می داد معترضان خواستار تغییر حکومت جمهوری اسلامی هستند . معترضان می خواهند در ایران یک حکومت جمهوری غیر دینی بر سر کار بیاید . این شعار خواست واقعی معترضان که مقدار قابل توجه ای از این خواست تا به آن روز در زیر اعتراض به کودتای انتخاباتی پنهان مانده بود را آشکار کرد .

میرحسین موسوی در برابر مهمترین شعار تغییر خواهی تظاهر کنندگان چه کرد ؟
فردا تنفیذ حکم احمدی نزاد است . انتظار همگان از میرحسین این بود که برای روز تنفیذ فراخوانی برای تجمع بدهد . میرحسین تا امروز چنین کاری نکرد . عده ای از محدودیت های میرحسین سخن گفتند . حرفهایی تکراری که همیشه عده ای می زنند تا کارنابلدی یا ضعف عملکرد یک فعال سیاسی را توجیه کنند .
میرحسین دیروز به جای پرداختن به بحث مهم تنفیذ و صدور بیانیه ای در همین رابطه ، به مصاحبه با سایت خودش (قلم ) دست زد و در اقدامی غیر منتظره به مخالفت با تظاهر کنندگانی پرداخت که شعار جمهوری ایرانی سر می دادند .
مصاحبه عمدی میرحسین با سایت خودش و بیان آن سخنان بر علیه خواست مردمی که با وجود همه ضعف ها و اختلاف ها که در میرحسین می دیدند همچنان پشت سر میرحسین قرار گرفته اند و از او حمایت می کنند ، بزرگ ترین اشتباه میرحسین تا امروز بود . اشتباهی آنقدر بزرگ که از نظر نگارنده منجر به کنار گذاشتن میرحسین از رهبری جنبش از سوی اکثریت مردم خواهد شد . هرچند ممکن است میرحسین همچنان چهره ای محبوب و تاثیر گذار باقی بماند اما یقینا از این به بعد کاریزمای سابق برای رهبری جنبش را نخواهد داشت . کافیست در اولین تجمع بعدی ، مردم با صدایی بلند تر و اتحاد بیشتر شعار “جمهوری ایرانی” را تکرار کنند ، آنگاست که همگان پی به کنار رفتن میرحسین از رهبری جنبش خواهند برد .

مصاحبه بیانیه مانند میرحسین با سایت قلم تنها نشان از اختلاف خواست میرحسین با خواست واقعی مردم نداشت بلکه ضعف او در رهبری جنبش و عدم مهارت او در استفاده از موقعیت ها را به وضوح نشان داد . میرحسین با همین تفکرات و همین خواست ها که با خواست واقعی مردم فاصله بسیار دارد ، اگر یک سیاست مدار کار بلد بود ، نه تنها بر علیه شعار جدید مردم نباید سخن می گفت بلکه باید از این شعار برای فشار آوردن به حکومت استفاده می کرد . میرحسین اگر سیاست مدار ماهری بود رادیکال شدن شعارها را باید نتیجه عملکرد غلط حاکمیت می دانست و می گفت “بر اساس نشانه ها اگر حکومت چنین چهره ای از جمهوری اسلامی به نمایش بگذارد طبیعی است که مردم شعار گذار از جمهوری اسلامی سر خواهند داد” . میرحسین می توانست به مانند همه سیاست مداران ماهر دنیا از رادیکال شدن خواست های بخشی از مردم برای فشار به حاکمیت و امتیاز گیری استفاده کند و در عین حال به مردم حق دهد که با توجه به سرکوب حقوق حقه خود خواستار تغییرات بیشتری باشند .
عدم استفاده از موقعیت ها و عدم بکار گیری به موقع استراتزی حمله ، ضعف همیشگی جنبش اصلاحات بود . ضعفی که یک زمان با بیان بی موقع و مسخره استراتزی “آرامش فعال” و حال در استراتزی میرحسین موسوی به وضوح دیده می شود . چنین تفکری هرگز نمی تواند در میان مدت و طولانی مدت رهبری یک جنبش دموکراسی خواهی واقعی در ایران را بر عهده بگیرد .
رهبر جنبش کسی است که از خواست ملت جلو تر باشد و بتواند با سخنانش ملت را به پرداخت هزینه برای رسیدن به خواست های بیشتر تشویق کند . خود جلو برود و ملت در پشت سرش راه بیافتد ، نه کسی که خود بسیار عقب تر از ملت حرکت می کند و در برابر خواست های واقعی و به حق مردم دست به سخنانی سرکوب گرایانه بزند و دلایلی کلیشه مثل چارچوب قانون اساسی را بهانه کند . مگر نه آنکه قانون آن چیزیست که مردم می خواهند ؟

کدام چارچوب قانون
میرحسین موسوی می گوید میخواهد در چارچوب قانون حرکت و اعتراض کند . میرحسین موسوی حتی پس از مشاهده این کودتای ننگین تاکید دارد که خواستار تغییر قانونی اساسی نیست و چارچوب مبارزه او قانون اساسی فعلی است . اما او مشخص نمی کند چگونه می خواهد در چارچوب قانون اساسی که وجود خارجی ندارد حرکت کند .
آیا میرحسین موسوی مجری قانون اساسی است ؟ اگر آری پس باید در برابر سرکوب تظاهر کنندگان پاسخگو باشد . قانون اساسی تظاهرات و تجمعات را آزاد گذاشته است . میرحسین باید در برابر وکیل نداشتن متهمان در دادگاه و در برابر غیر علنی بودن دادگاه متهمان سیاسی پاسخگو باشد . میرحسین باید در برابر همه شکنجه ها و قتل هایی که حکومت انجام می دهد پاسخگو باشد . میرحسین در برابر تمام موارد نقض قوانین از سوی حاکمیت که مانع رسیدن ملت به حقوق خود می شود مسئول است .
و اگر پاسخ نه است و او مجری نیست پس چه حقی دارد زمانی که میبیند هیچ نشانی از اجرای قانون اساسی وجود ندارد و قانون شکنان ، خود مجری اجرای خواست خود به نام قانون هستند ، بر حرکت در چارچوب قانونی که وجود خارجی ندارد و نمی توان حتی از یکی از بندهایش به نفع خواست ملت استفاده کرد ، اصرار بورزد . حکومت با اولین نقض آشکار قانون اساسی این قانون اساسی را از مشروعیت انداخت و حال که نقض این قوانین هر روز و به طور گسترده از سوی حکومت انجام می شود سخن گفتن از حرکت در چارچوب قانون مسخره است . این قانون هیچ اعتباری ندارد . قانونی که نه مردم می توانند بندهایی آن را تغییر دهند و نه می توانند از بندهای مفید آن استفاده کنند و اجرای آن به دست بزرگ ترین نقض کننده قانون اساسی ، چگونه می تواند معتبر باشد . نقض قوانین ناعادلانه و ظالمانه در شرایطی که ملتی خواستار گذار مسلمت آمیز از استبداد به دموکراسی است ، طبیعی ترین رفتار است ، چه برسد به اینکه قبل از ملت این حکومت است که قوانین خودش را نقض می کند .

میرحسین موسوی یک رهبر کارنابلد است . این را از همان اولین روزهای اعتراض هنگامی که گفت “ابتکار عمل در اعتراضات را بدست مردم سپردم” متوجه شدم . در مورد نقد این سخن او و رفتارهایی که در ادامه همین سخن داشت بسیار نوشتم .
اما رفتار جدید او نشان می دهد که او در همین سخن هم صادق نیست .
هنگامی که مردم بر علیه حکومتی که ده ها نفر از ایشان را در دو ماه اخیر کشته است شعار می دهند و خواستار تغییرات اساسی می شوند ، و این شعار جدید مورد استقبال شدید همه مردم قرار می گیرد ، میرحسین با بدترین واکنش به مقابله با خواست مردم می پردازد و برای ایشان تعین تکلیف می کند که مجبورند همچنان خواستار ادامه حکومت جمهوری اسلامی باشند .
میرحسین موسوی روز شنبه در گفت‌وگو با قلم‌نیوز، درباره شعار جدید مردم ، تمام حرفهای سابق خودش که گفته بود ابتکار را به دست مردم سپرده نقض کرد ، و چنین گفت : “”شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد.”"

میرحسین در تنها جایی که باید به خواست و ابتکار مردم احترام بگذارد این کار را نمی کند و بعد در جاهایی که نیاز به حضور او به عنوان یک رهبر مقتدر احساس می شود ، غیبش می زند و انتظار دارد مردم خود ابتکار عمل را بدست بگیرند ( مثلا نیاز به یک فراخوان برای تجمع در روز تنفیذ . که چنین فراخوانی برای تجمع اعتراضی در روری به این مهمی هرگز از سوی میرحسین صادر نشد و ابتکار به دست مردم سپرده شد تا با فراخوان های مختلف در وبلاگ های مختلف ، احتمال عدم برگزاری یک تجمع مناسب در مهمترین روزی که دنیا توجه اش به ایران است ، بالا رود )
میرحسین موسوی با توجه به جمیع جوانب ( توانایی ها ، خواست ها ، تفکرات و عملکردی که دارد ) نمی تواند در ادامه مسیر ، رهبری جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران را بر عهده بگیرد . تاکید نابجا بر ادامه رهبری شخصی که قابلیت رهبری جنبش را ندارد مانع از اتحاد ملت بر سر رهبری ، فرد مناسب تر می شود . مسلم است که وجود رهبری برای اتحاد ملت و عدم پراکندگی در برنامه ها و حرکات لازم است . رهبری مناسب به یارگیری بیشتر جنبش کمک می کند و عدم وجود رهبر کاربلد ، موجب ریزش نفرات خواهد شد .
در شرایط فعلی نقد بی رحمانه میرحسین و گذار از او می تواند ملت را برای اتحاد بر روی رهبری فردی جدید یاری کند . نقد میرحسین قابلیت شناخت بالاتری به مردم می دهد تا در انتخاب رهبر جدید کمتر دچار اشتباه شوند . این کاریست که امروز باید انجام شود . میرحسین البته همچنان دوست ما خواهد بود و مسلما مقدار قابل توجه ای از محبوبیت خود را حفظ خواهد کرد . گذار از میرحسین به معنی دفن کردن او نیست . گذار از میرحسین به معنی نگاه واقعی به خواست ملت و آینده جنبش است . خواستی که هرگز با رهبری میرحسین به نتیجه نمی رسد .

.
پیمان روشن ضمیر
www.ospeyman.org
11/5/88

Tags:

One Response to “میرحسین موسوی ، رهبری ملت در جهت خواست ملت یا رهبری ملت در جهت پیروزی در یک جنگ داخل نظام”

  1. نیچه Says:

    پیش یه سوی عبدالله نوری!!

Leave a Reply